|
کـاشکی یـه روز با همدیگه ،سوار قایـق می شـدیم
دور از نــگـاه آدمـا ، هـر دومـون عـاشـق می شـدیـم
کاش آسمون با وسعتش ،تو دستامون جا می گرفت
گـلـهای سرخ دلـمـون ، کـاش بـوی دریـا می گـرفـت
کـاش که یـه ماهی قشنگ ،بـرای ما فال می گرفت
بــرامـون از فــرشتـه ها ، امـانـتـی بــال می گـرفـت
|
|


